أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

6

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

صانع نكردند زيادت بر آنكه اثبات رؤيت يا نفى رؤيت كردند آنگه گفت : [ يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ ] آن روز كه ايشان بينند فريشتگان را هيچ بشارتى نباشد ايشان را كه مجرمان و كافرانند و گويند اين كافران : [ حِجْراً مَحْجُوراً ] باز داشتن باد ازين عذاب بازداشتهء « 1 » و منع كردنى منع كردهء قتاده گفت : اين آيت از اقوال فريشتگان است گويند : حرام و محرّم است بر شما بهشت و بعضى گفتند كه : عرب گويند در وقتى كه شدّتى و مكروهى ايشان را آيد « حِجْراً مَحْجُوراً » أى نرى ضيقا مضيّقا ؛ سختى سخت و تنگى تنگ مىبينيم و اين كلمه بيشتر در آن وقت گويند كه دشمن در مقابل ايشان افتد . [ سوره الفرقان ( 25 ) : آيات 23 تا 30 ] وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً ( 23 ) أَصْحابُ الْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُسْتَقَرًّا وَ أَحْسَنُ مَقِيلاً ( 24 ) وَ يَوْمَ تَشَقَّقُ السَّماءُ بِالْغَمامِ وَ نُزِّلَ الْمَلائِكَةُ تَنْزِيلاً ( 25 ) الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمنِ وَ كانَ يَوْماً عَلَى الْكافِرِينَ عَسِيراً ( 26 ) وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً ( 27 ) يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلاً ( 28 ) لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِي وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولاً ( 29 ) وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً ( 30 ) باز آمديم ما با آنچه « 2 » ايشان كردند از كردار چون موافق رضاى ما و مطابق ارادت ما نبود آن را باطل كرديم و بر كار نگرفتيم و آن را گردى و خاكى نرم گردانيديم در روزى كه باد سخت جهد و آن را بر هوا افشاند آن را هيچ ثباتى نبود و هيچ حاصلى نباشد . ابو القاسم بلخى گفت : احكام ما باعمال ايشان رسيد آن را باطل و نيست گردانيد گفتند كه : تشبيه كرده است حال كافران را و كردار ايشان را از صلهء رحم و ضيافت مهمان و اغاثت ملهوف به حال قومى كه ايشان در ملك خود عاصى شوند آن ملك بايشان رسد و آنچه ايشان كرده باشند آن را باطل گرداند و از آن هيچ

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « بازداشتنى » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « به آنچه » .